سيد علاء الدين محمد گلستانه
88
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
دزدى نكرده بودند و حضرت يوسف ، دروغ نگفته بود ! و در [ دربارهء ] قول حضرت ابراهيم عليه السلام در وقتى كه بتها را شكسته بود و كفّار پرسيدند كه : « آيا تو با خدايان ما چنين كردهاى ؟ » ، گفته كه : « بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ » ؛ « 1 » يعنى : « بلكه بزرگ ايشان ، چنين كرده . پس از ايشان بپرسيد ، اگر ايشان ، سخن مىگويند » ، حضرت فرموده كه : واللَّه كه ايشان ، [ چنان ] نكرده بودند و حضرت ابراهيم ، دروغ نگفته ! پس حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : يا صيقل ! شما اين كلام را چه نوع مىفهميد ؟ من گفتم : در اين باب ، به غير از تسليم و انقياد ، چيزى نزد ما نيست . حضرت فرمود كه : خداى تعالى ، دو چيز را دوست مىدارد و دو چيز را دشمن مىدارد : خراميدن از روى كِبر و تحقير مردم را دوست مىدارد در وقتى كه در ميان دو صفِ جنگ ، كسى راه رود ، و دوست مىدارد دروغ گفتن را در مقامِ اصلاح ؛ و دشمن مىدارد آن نوع راه رفتن را در شوارع ، و دشمن مىدارد دروغ گفتن را در غيرِ مقام اصلاح . به درستى كه حضرت ابراهيم عليه السلام در آن وقتى كه مىگفت : « بلكه بزرگِ ايشان كرده » ، ارادهء اصلاح و راهنمايى كفّار [ را ] داشت ، به آن كه ايشان چيزى نمىفهمند ، و حضرت يوسف عليه السلام [ نيز ] قصد اصلاح داشت . « 2 » و بدان كه بدترين اقسام دروغ ، كذب بر خدا و رسول صلى الله عليه و آله و ائمّه عليهم السلام است و در سِلك كبائر ، مذكور مىشود ، إن شاء اللَّه تعالى ! و از جملهء دروغها كه مذّمت و تحذير از آن ، در حديثْ واقع شده ، دعوى خوف و رجاست كه كسى گويد : « من از خدا مىترسم » يا گويد : « اميد به كَرَم الهى دارم » و آثار خوف و ترس ، و علامات رجا و اميد ، از افعال و اعمالش ظاهر نباشد . چنانچه محمّد بن يعقوب رضى الله عنه روايت كرده كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام مىفرمود : حذر كنيد از دروغ گفتن ؛ زيرا كه هر كس كه اميدى دارد ، طالبِ آن چيز مىباشد و هر كس از چيزى مىترسد ، از آن ، گريزان مىباشد . « 3 » و اين معنى را مفصّلًا در بعضى از خطبهها كه در كتاب نهج البلاغة مسطور است ، چنين بيان فرموده در وصف كسى كه مدّعى خوف و رجاست با عدم ظهور آثار كه ادّعا مىكند ، به قول بعيد از صواب آن كه اميد دارد به كَرَم خداى تعالى و دروغ مىگويد ، به حقّ خداوند عظيم ، چه شده است او را كه ظاهر و مُبيَّن نمىشود اميدش از عملش ؟ پس آيا هر كس كه از او اميدى داشته باشد ،
--> ( 1 ) . سورهء انبياء ، آيهء 63 . ( 2 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 341 و 342 ، ح 17 . ( 3 ) . همان ، ص 68 ، ح 5 .